این راهنما به تصمیمگیری در مورد دشواریهای نگارش خط فارسی کمک میکند. تصمیمگیریهایی مانند این که «ها»، نشانهٔ جمع، چه طور در کنار اسم خود قرار بگیرد، کلمات مرکب جدا نوشته شوند یا پیوسته، و همزه در موقعیتهای مختلف به چه شکلهایی نمودار میشود مورد نظر است. این راهنما تنها به دشواریهای پرکاربرد میپردازد و تمام جزئیات و پیچیدگیهای بحث دستور خط فارسی را پوشش نمیدهد. بحثهای دقیق و فنی در منابع دیگر مطرح شده است.
فاصله و فاصلهٔ مجازی
کلمات فارسی با یک «فاصله» از یکدیگر جدا میشوند. در محیطهای رایانهای این فاصله دقیقاً با یک نویسهٔ «فاصله» تعریف شده است و با فشردن کلید فاصله در صفحهکلید وارد میشود. مانند این: «برف بارید». در این جا بین «برف» و «بارید» یک نویسهٔ فاصله گنجانده شده است. در حالت عادی استفاده از بیش از یک نویسهٔ فاصله به صورت متوالی توصیه نمیشود و معمولاً صحیح نیست؛ مثلاً «برف بارید»، با دو فاصله بین «برف» و «بارید».
علاوه بر «فاصله»، نویسهٔ دیگری با نام «فاصلهٔ مجازی» تعریف شده است که برای نگارش صحیح باید به آن توجه شود. در کلمهای مانند «میشود» برای جدا کردن «می» از «شود» باید به جای فاصله از فاصلهٔ مجازی استفاده کرد. (عدم استفاده از هیچ کدام باعث میشود این کلمه به شکل «میشود» دربیاید که صحیح نیست.) فاصلهٔ مجازی دو قسمت کلمه را از هم جدا میکند، بدون این که عملاً فاصلهٔ قابل رؤیتی بین آنها بیندازد. استفاده از فاصلهٔ معمولی در این جا به هیچ وجه صحیح نیست زیرا فاصله برای جدا کردن کلمات است و «می» و «شود» اجزای یک کلمه هستند. ضمناً نویسهٔ فاصله این دو قسمت را از یکدیگر دور میکند که از نظر دستور خط فارسی صحیح نیست. دلیل دیگر استفاده از فاصلهٔ مجازی به جای فاصله این است که در صورت استفاده از فاصله هنگامی که این کلمه در انتهای یک خط قرار بگیرد ممکن است قسمت «می» در انتهای خط بماند و «شود» به خط بعد منتقل شود و جدا شدن این دو جزء به این صورت، هم صحیح نیست و هم خواندن را دشوار میکند.
برای وارد کردن نویسهٔ فاصلهٔ مجازی در صفحهکلید استاندارد فارسی کلید تبدیل (shift) را نگه دارید و کلید فاصله را فشار دهید. اگر این ترکیب کار نکرد صفحهکلید استاندارد در سیستم شما نصب نیست. در این صورت به«کلید استاندارد فارسی» مراجعه کنید.
توجه به فاصلهٔ مجازی و استفادهٔ صحیح از آن در نگارش صحیح خط فارسی در محیطهای رایانهای یک ضرورت است. «میشود» (و تمام افعال استمراری مشابه)، «صفحهکلید»، «خانهای»، و «دانشآموز» نمونههایی از کلمات بسیار رایجی هستند که باید با استفاده از فاصلهٔ مجازی نوشته شوند.
عبارات «بیفاصله» و «فاصلهٔ جامد» نیز گاهی به جای «فاصلهٔ مجازی» استفاده میشوند (به خصوص در محیطهای غیررایانهای).
جدانویسی و پیوستهنویسی
در موارد بیشماری در خط فارسی باید بین جدانویسی و پیوستهنویسی یکی انتخاب شود. یعنی هم میتوان «کتابخانه» و «آنها» نوشت و هم «کتابخانه» و «آنها». متأسفانه قواعد منطقی و سادهای در این مورد نمیتوان ارائه کرد. (قواعدی هم که از سوی [www.persianacademy.ir فرهنگستان زبان و ادب فارسی] یا مراجع دیگر مطرح شده است ضمن پیچیدگی در نهایت هم با استثناهای فراوان همراهند و همهٔ شرایط را پوشش نمیدهند.) بنابرین باید به اصول زیر توجه داشت:
- پیروی از شکل رایج و مورد قبول عموم. اگر یک شکل نگارش یک کلمه نسبت به شکل یا اشکال دیگر رایجتر است و در بین عموم اهل زبان مورد پذیرش است باید از آن شکل پیروی کرد. مثلاً «لبخند» و «کتابخوان» رایجتر از «لبخند» و «کتابخوان» است.
- مراجعه به نوشتههای معتبر. در مورد کلمات دشوار، صورتی که در نوشتههای معتبر مورد استفاده قرار میگیرد مرجع است. کتب و نشریاتی که از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مراجع دیگر و ناشران و نویسندگان معتبر منتشر میشوند منابع قابل ارجاع به شمار میآیند.
- یکپارچگی. نباید یک کلمه در یک متن به شکلهای مختلف نوشته شود. مثلاً اگر از بین «ابتدایی» و «ابتدائی» یکی انتخاب شده است (طبق نظر فرهنگستان هر دو شکل صحیح است) در تمام متن و حتی متون مرتبط باید همان یک شکل استفاده شود و استفاده از هر دو شکل در یک متن صحیح نیست. به همین ترتیب، نه تنها برای یک کلمه، بلکه برای کلمات مشابه نیز باید این اصل رعایت شود. یعنی اگر از بین «ابتدایی» و «ابتدائی» صورت نخست انتخاب شده است، باید از بین «دانشجویی» و «دانشجوئی» نیز «دانشجویی» انتخاب شود.
همان طور که گفته شد پیروی از شکل رایج بین عموم اهل زبان توصیه میشود و بنابرین از بین جدانویسی یا پیوستهنویسی هیچ کدام بر دیگری ارجحیت کلی ندارد. در این جا قواعدی در مورد مسائل پرکاربرد ارائه میشود:
- پسوند «ها» به اسم خود نمیچسبد: «کتابها». استثنائاً «آنها» و «اینها» نیز پذیرفتنی است، اما برای کاهش استثناها (که در پردازشهای رایانهای حائز اهمیت بیشتری میشوند) بهتر است این دو کلمه هم «آنها» و «اینها» نوشته شود.
- پسوندهای «تر» و «ترین» به صفت نمیچسبند: «خامتر». کلمات «بهتر»، «بیشتر»، «کمتر»، «کهتر»، و «مهتر» استثنا هستند.
- «به» یک کلمهٔ مستقل است و با فاصله از کلمهٔ بعد از خود جدا میشود، اما وقتی به یک فعل متصل میشود («برفت»، «بنمود») یا صفت میسازد («بهنجار»، «بنام») با حذف «ه» به کلمهٔ بعد متصل میشود.
- «بی» به اسم بعد از خود نمیچسبد: «بیبرنامه»، «بیحساب». اما اگر این ترکیب یک کلمهٔ بسیطگونه بسازد2 باید پیوسته نوشته شود: «بیجا»، «بینوا».
- پیشوند «هم» از نظر جدانویسی و پیوستهنویسی رفتار مشخصی ندارد و بهترین تصمیم در موردش پیروی از سلیقهٔ رایج و مراجعه به نوشتههای معتبر است. با این حال قواعدی که دستور خط فرهنگسان زبان و ادب فارسی ارائه میدهد (و با استثناهای متعدد همراه است) به این ترتیب است که به اسم بعد از خود نمیچسبد («همسلیقه»، «همداستان») اما اگر کلمهٔ بسیطگونه بسازد («همشهری»، «همدیگر») یا جزء متصل به «هم» تکهجایی باشد («همکار»، «همراه») یا جزء متصل به «هم» با مصوت «آ» آغاز شود («همایش»، «هماهنگ») پیوسته نوشته میشود. استثنای آخر (پیوسته بودن «هم» و جزئی که با مصوت «آ» آغاز میشود) خود استثنا میگیرد و آن در صورتی است که همزهٔ «آ» در ترکیب باز هم خوانده شود: «همآرزو»، «همآشیان».
- «می» و «همی» به فعل پس از خود نمیچسبند: مانند «نمیچسبند»!
- کلمات مرکبی که در آنها حرف آخر جزء اول با حرف اول جزء دوم یکی است یا مخرج مشترکی دارند پیوسته نوشته نمیشوند: «نظاممند»، «چوبپرده».
- مرکبهای بسیطگونه پیوسته نوشته میشوند: «آبرو»، «آبشار»، «پنجشنبه».
- اگر جزء دوم با الف شروع شود جدا نوشته میشود: «دلانگیز»، «خوشاشتها».
- اگر جزء اول به «ها»ی بیان حرکت ختم شود کلمه جدا نوشته میشود: «خانهدار».
- اعداد معمولاً جدا نوشته میشوند: «پنجتن»، «هشتبهشت». عدد «یک» استثنا است و عموماً هر دو شکل پیوسته و جدای آن پذیرفتنی است: «یکطرفه»، «یکطرفه».
- کلماتی که جدا نوشتن آنها ابهام ایجاد کند همیشه پیوسته نوشته میشوند: «بهنام»، «بهروز».
- کلماتی که پیوسته نوشتن آنها نامأنوس یا طولانی میشود جدا نوشته میشوند: «حقیقتجو»، «مصلحتبین».
همزه
نشانهٔ همزه رفتار چندان قاعدهمندی ندارد و نمیتوان قوانین جامعی در مورد نحوهٔ نگارش آن در موقعیتهای مختلف ارائه کرد. قواعد و دستهبندیهایی که دستور خط فرهنگستان زبان و ادب فارسی ارائه میکند پیچیده است و تبصره و استثنای بسیار دارد، اما باز هم همیشه پاسخگو نیست. بنابرین در مورد همزه هم باید به شکل رایج اکتفا کرد و کلمات دشوار را با مراجعه به متون معتبر نوشت.
همزه میتواند بر روی کرسی الف، «و»، «ی»، یا بدون کرسی ظاهر شود.
- همزه به صورت «أ»: «تأثیر»، «تأسیس»، «توأم»، «خلأ»، «رأس»، «مبدأ».
- همزه به صورت «آ»: «قرآن»، «مآخذ».
- همزه به صورت «ؤ»: «رؤسا»، «رؤیت»، «سؤال»، «مؤثر»، «مؤدب»، «مؤسس». کلمات «موفق» و «موافق» بدون همزه نوشته میشوند.
- همزه به صورت «ئ»: «ارائه»، «استثنائی»، «ایدئال»، «تئاتر»، «جزئی»، «جرئت»، «رئالیسم»، «رئیس»، «مسؤول»، «مسئله»، «مسائل»، «هیئت». در مورد کلمات فارسی شکل بدون همزه هم رایج و پذیرفتنی است: «آیین»، «آیینه»، «پاییز»، «پایین». *همین طور است مواردی که در آن «ی» به صورت صامت تلفظ میشود:3 «جایز»، «جراید». در کلمات منتهی به الف یا همزه تنوین با اضافه شدن «ئ» نوشته میشود: «ابتدائاً»، «جزئاً».
- همزه بدون کرسی: «جزء»، «سوء»، «شیء». کلمات «املا» و «انشا» و «استثنا» و مانند اینها بدون همزه نوشته میشوند.
ضمایر
ضمایر ملکی و مفعولی («ـَم»، «ـَت»، «ـَش»، «ـِمان»، «ـِتان»، «ـِشان») به اسم خود میچسبند: «اسبم»، «اسبت»، «اسبش»، «اسبمان»، «اسبتان»، «اسبشان»، «صبرم»، «صبرت»، «صبرش»، «صبرمان»، «صبرتان»، «صبرشان». در مورد برخی از حروف پایانی کلمات، این اتصال به شکل دیگری صورت میگیرد:
- کلمات مختوم به الف به این صورت نوشته میشوند: «پایم»، «پایت»، «پایش»، «پایمان»، «پایتان»، «پایشان».
- کلمات مختوم به «ی» به این صورت نوشته میشوند: «نقاشیام»، «نقاشیات»، «نقاشیاش»، «نقاشیمان»، «نقاشیتان»، «نقاشیشان».
- کلمات مختوم به «و» که حرف آخرشان به صورت «اُ» تلفظ میشود (مانند «رادیو»، «جلو»، و «رهرو») به این صورت نوشته میشوند: «رادیوام»، «رادیوات»، «رادیواش»، «رادیومان»، «رادیوتان»، «رادیوشان».
- کلمات مختوم به «و» که حرف آخرشان به صورت «او» تلفظ میشود (مانند «عمو» و «جارو») به این صورت نوشته میشوند: «عمویم»، «عمویت»، «عمویش»، «عمویمان»، «عمویتان»، «عمویشان».
- کلمات مختوم به های غیرملفوظ بیان حرکت (مانند «خانه» و «پروانه») به این صورت نوشته میشوند: «خانهام»، «خانهات»، «خانهاش»، «خانهمان»، «خانهتان»، «خانهشان».
صورتهای متصل صرف فعل «بودن» در زمان حال («ام»، «ای»، «است»، «ایم»، «اید»، «اند») به این شکل در کنار کلمهٔ پیش از خود قرار میگیرند: «خوبم»، «خوبی»، «خوب است»، «خوبیم»، «خوبید»، «خوبند»، «شادم»، «شادم»، «شاد است»، «شادیم»، «شادید»، «شادند». اتصال این فعل به برخی از حروف پایانی کلمات به شکل دیگری نوشته میشود:
- کلمات مختوم به الف به این شکل نوشته میشوند: «دانایم»، «دانایی»، «داناست»، «داناییم»، «دانایید»، «دانایند». کلمات دوم و چهارم و پنجم به ترتیب به شکل «دانائی» و «دانائیم» و «دانائید» هم قابل نوشتن است، هرچند شکل اول بیشتر توصیه میشود. همین طور است موارد مشابهی که در چهار بند زیر و در مورد یای نکره پیش میآیند.
- کلمات مختوم به «ی» به این شکل نوشته میشوند: «ایرانیام»، «ایرانیای»، «ایرانی است»، «ایرانیایم»، «ایرانیاید»، «ایرانیاند».
- کلمات مختوم به «و» که حرف آخرشان به صورت «اُ» تلفظ میشود (مانند «جلو» و «رادیو») به این شکل نوشته میشود: «جلوام»، «جلوای» یا «جلویی»، «جلوست»، «جلوایم»، «جلواید»، «جلواند».
- کلمات مختوم به «و» که حرف آخرشان به صورت «او» تلفظ میشود (مانند «دانشجو» و «عمو») به این شکل نوشته میشوند: «دانشجویم»، «دانشجویی»، «دانشجوست»، «دانشجوییم»، «دانشجویید»، «دانشجویند».
- کلمات مختوم به های غیرملفوظ بیان حرکت (مانند «خسته» و «خانه») به این شکل نوشته میشوند: «خستهام»، «خستهای»، «خسته است»، «خستهایم»، «خستهاید»، «خستهاند».
سایر مسائل
چند مسئلهٔ کوچک که در هیچ یک از قسمتهای بالا قرار نگرفته است اما ذکرش ضروری است در این جا میآید:
- یای نکره با اضافه شدن یک «ی» به انتهای کلمه نوشته میشود: «کتابی»، «مردی». یای نکره در مورد کلماتی که حرف آخرشان الف یا «و» است به صورت «یی» و در مورد کلماتی که حرف آخرشان های غیرملفوظ یا «ی» است به صورت «ای» اضافه میشود: «خدایی»، «جارویی»، «پرندهای»، «طوطیای».
- یای مصدری و یای نسبی هم دقیقاً مانند یای نکره نوشته میشود.
- کسرهٔ اضافه نوشته نمیشود، مگر این که ننوشتن آن ابهامی ایجاد کند: «کتاب نو» و اگر ابهامی باشد «کتابِ نو». اگر حرف آخر کلمه «و» باشد میتواند متناسب با تلفظ برای گرفتن کسرهٔ اضافه «ی» میانجی بگیرد یا نگیرد: «جلوِ در»، «جلوی در». اگر حرف آخر کلمه های غیرملفوظ باشد به صورت «هٔ» («ی» کوچکی که شبیه به همزه است) نوشته میشود: «نامهٔ آخر». اگر حرف آخر کلمه حرف «ی» با تلفظ «آ» باشد «ی» به الف تبدیل میشود: «یحیای عزیز».
- در افعالی که حرف اولشان الف مفتوح یا مضموم است اضافه شدن «ب»، «ن»، و «م» به ابتدای فعل با حذف شدن الف همراه است: «بیفتد»، «نیفتد»، «مینداز».